شهــــــــــداء شـــرمـــنــده ایـــم

شهــــــــــداء شـــرمـــنــده ایـــم
شرمنده ایم که فراموشتان کردیم 

شرمنده ایم که دست از آرمانهایتان کشیدیم 

شرمنده ایم که برای حفظ ارزشهایتان بی تفاوت بودیم

شرمنده ایم که نمی دانیم آسایش امروزمان مدیون خون شماست

شرمنده ایم که غرق در لذت های دنیا شدیم ..


انسانهایی بی مدعایی زندگی
در اطراف ما انسانهایی بی مدعایی زندگی می کنند. گاهی یادمان می رود که آنها در دوره ای دست به کار بزرگی زدند؛ کاری که فکر کردن به آن در حال حاضر برایمان دشوار است، چه برسد به اینکه در بطن یک واقعه ای حضور مستقیم داشته باشیم. مجاهدت های دفاع مقدس شاهکار باعظمتی بود که توسط مردانی غیور آفریده شد. امروز ما در مقام توصیف؛ با هیچ کلامی نمی توانیم به بیان عظمت کار آنها بپردازیم. فقط وظیفه خود می دانیم تا با معرفی رزمندگان دوران دفاع مقدس، ویژگی ایثار و از خودگذشتگی آنان مورد توجه و الگوی جوانان قرار گیرد. در هنگامه جهاد و شهادت، در حالی که کسانی به زعم خود بر گلیم چند روزه دنیا چسبیده بودند، عده‌ای از جوانان و مردان غیور با پشت کردن به مادیات فانی و آرزوهای دنیوی، برای دفاع از شرف هموطنان‌مان راهی جبهه‌های نبرد شدند. زبان‌ و قلم ما قاصر و عاجز از آن است تا دفاع مقدس و حماسه‌سازان آن را توصیف کند، اما معرفی هر رزمنده با شرافت دوران دفاع مقدس؛ به ویژه شهدای عزیز جنگ، وظیفه همه ماست. اگر برای دوران دفاع، واژه مقدس را بکار می‌بریم باید بدانیم تقدس جبهه و دوران دفاع در چیزی خلاصه نمی‌شود؛ جز در روح بزرگ و انگیزه پاک و مقدس رزمندگانی که برای دفاع از میهن، از جان و مال و تمام زندگی خود گذشتند. همان‌های که امروز نسل جوان فقط با نام آنها آشنا بوده و هیچ اطلاعات مهمی از چگونگی و نحوه زندگی و مبارزات آنان در اختیار ندارد. خلاصه از هرچه بگذریم پیام آنهایی‌که مردانه و عاشقانه در راه اسلام و وطن خود فدا شدند از بهترین الگوهای خدمت صادقانه به مردم عزیز ایران است. بر کسی پوشیده نیست که نیروهای مخلص بسیجی بدون هیچگونه چشمداشت و انتظاری، گل سرسبد رزمندگان اسلام بوده و از هیچ فداکاری دریغ نکردند. بهترین نشانه آنها اخلاص، تواضع و لباس خاکی و چفیه‌ای بود که بر گردن داشتند. همان چفیه‌هایی که حکایت‌های بزرگی از جبهه‌ها برای مردم دارند.


                                            بسم رب الشهداء

انسان تاجوینده خدانباشد او را نمی شناسد و تااو را نشناسد،دوست داراو نمی شود وتا محبوب او نشود عاشق نمی شود وتا عاشق نباشد شهید نمی شود.

هر روز، در خاکریز فکرم شهید می‏شوی، پشت سنگر احساسم تیر می‏خوری و از قرارگاه فکرم، پر می‏کشی. به‏سوی کربلای آرزوهایم به راه می‏افتی و من هر روز، شادی‏ام را تشییع می‏کنم و زندگی مردانه را به خاک می‏سپارم. من هر روز از شما دور می‏شوم؛ در حالی‏که دست تمنا به‏سوی شما دارم. هر روز عهد می‏کنم که دلم بر سر مزار شما بماند تا شیون مادران فرزند از دست داده  را در هیاهوی تبلیغات خوردنی‏ها و آشامیدنی‏ها گم نکنم.

وقتی وصیت‏نامه‏های شما را می‏خوانم، تازه می‏فهمم چرا با عزم آخرین نفر از شما، آسمان چمدان خود را بست و کوچید تا بر شرم خویش نیفزوده باشد. وقتی عکس شما را در ذهن خویش ورق می‏زنم، تازه می‏فهمم که عکس‏های تک تک شما اشاره می‏کرده است به بهترین فصل حیات و ما غافل بودیم. شما انعکاس روشن خورشید در رودخانه‏های سرخ حماسه‏بودید. دلتان، دریا می‏نوشت و نگاهتان، توفان می‏سرود. اما کاش می‏دانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن».

 چه باید گفت حال ما مانده‏ایم و دستانی که به دیواره‏های قفس می‏خورد. ما مانده‏ایم و نام جاوید شما که از لمس رهایی، خنده می‏زند. ما مانده‏ایم و موسم یاد شما که روزهای ما را ترمیم می‏کند.ما مانده‏ایم و یاد شما ........... با ما که مرثیه‏خوان در قفس‏ماندن خویشیم از پرواز بگوئید وبرای بال‏های زخمی‏مان دعا کنید.

بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد.

                                                                التماس دعا


  ﺫﮐﺮﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ:

- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺗﺮﺱ: ﻻ ﺍﻟﻪ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻧﻌﻤﺖ: ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺁﺳﺎﯾﺶ: ﺷﮑﺮﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ: ﺣﺴﺒﯽ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮔﻨﺎﻫﯽ: ﺍﺳﺘﻐﻔﺮﺍﻟله
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﯽ: ﻣﺎﺷﺎﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﺷﻤﻨﯽ: ﺍﻋﺘﺼﻤﺖ ﺑﺎﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﯼ: ﺳﺒﺤﺎﻥ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻣﺼﯿﺒﺘﯽ:ﺍﻧﺎﻟﻠﻪ ﻭ ﺍﻧﺎ ﺍﻟﯿﻪ ﺭﺍﺟﻌﻮﻥ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭﯼ: ﺗﻮﮐﻠﺖ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻃﺎﻋﺖ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﯽ: ﻻ ﺣﻮﻝ ﻭ ﻻ ﻗﻮﺓ ﺍﻻ ﺑﺎﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻠﯽ ﻋﻈﯿﻢ


وصیت نامه و  زندگی نامه شهدا


 

 

 زندگی نامه معلم شهید مهدی رفتاری

در حالیکه کلاس اول بود روزی آمدم به خانه ودیدم که پسرم سر به سجده گذاشته و نماز می خواند پس از اتمام نماز دست به درگاه خدا بلند کرده و طلب آمرزش و مغفرت می نماید .از وی سوال کردم چه می گوئی ؟ گفت دارم وظیفه ی الهی ام را انجام می دهم.                                                        

او در سال 1347شمسی وارد دبیرستان شد و از همین موقع مبارزات خود را برعلیه رژیم طاغوت شروع کرد شهید مهدی رفتاری سال آخر دبیرستان برای گرفتن دیپلم به گناباد می رود ودرآنجا با بعضی از دبیران و مسئولین دبستان درگیری رخ می دهد و بعنوان اینکه خرابکار است می گویند که باید به شهر دیگری بروی ودراینجا نمی توانی ادامه ی تحصیل بدهی.                                               

 او در رشته ریاضی دیپلم را می گیرد  و پس از آن بمدت دوسال به دانشسرای نیشابور می رود ودر آنجا هم به فعالیتش ادامه می دهد وبطورمخفیانه با چند تن از دوستانش برعلیه رژیم منفورپهلوی تبلیغ می کند و بیشتر حقوقی را که به وی می دادند صرف خرید کتابهایی که در ان موقع خواندنش ممنوع بود می کند 

پدر شهید می گوید وقتی که به وی گفتم مقدار ی پول برای خود ذخیره کن در جواب گفته بود : در دنیا چیزی بهتر از کتاب نیست آنهم کتابی که انسان را به راه راست هدایت کند .                                

 شما غصه نخورید تا حالا کسی گرسنه نخوابیده ،خدا بزرگ است و همه چیز دست خدا ی بزرگ است.  اوتا می توانست نمازش را به جماعت می خواند .روزی با برادرش عازم مشهد می شود در تربت حیدریه اتوبوس توقف می کند و مهدی فوراً پیاده شده تا با معبودش به راز و نیاز بپردازد و درهمین حین اتوبوس حرکت می کندواوبه خاطر اقامه نماز ازاتوبوس جا می ماند .                                       

 اوپس از اتمام دانشسرا برای تدریس به سرایان رفت و در اینجا هم به فعالیت خود بیش از پیش افزود و از رفتن به جشنهای فرمایشی خودداری می نمود و به جهت مسئولیت الهی که برعهده داشت نمی توانست در مقابل  جنایات رژیم ساکت بنشیند                                                                          

تاریخ شهادت: 1360/9/17

محل شهادت: مریوان

محل دفن: برون

یگان اعزام کننده: بسیج جاده خندق

 

 

 

ادامه نوشته