شهرستان فردوس واقع در شمال غربی استان خراسان جنوبی بین 32 درجه و 39 دقیقه تا 34 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی و 57 درجه و 5 دقیقه تا 58 درجه و55 دقیقه طول شرقی واقع شده است 0 این شهرستان از شمال با شهرستان بردسکن از شرق با شهرستان گناباد، از جنوب با شهرستان سرایان و از غرب با شهرستان های طبس و بشرویه محدود میشود. در سال 1329 پس از افزایش تعداد شهرستانهای استان خراسان از 7 شهرستان به 11 شهرستان، همزمان با شهرستانهای نیشابور، کاشمر و درگز تأسیس گردید. شهرستان فردوس در ابتدا مشتمل بر بخشهای مرکزی، طبس و بشرویه بود. در سال 1335، بخش طبس از شهرستان فردوس جدا شده و به صورت شهرستان درآمد. همچنین پس از تقسیم استان خراسان به سه استان در سال 1384، بخش سرایان و بشرویه از این شهرستان جدا شده، به شهرستان تبدیل شده و به استان خراسان جنوبی ملحق گردیدند. این شهرستان دارای 2 شهر فردوس و اسلامیه میباشد. شهر فردوس مرکز شهرستان فردوس، در استان خراسان جنوبی است. این شهر در فاصله ۳۴۵ کیلومتری جنوب مشهد و ۱۹۵ کیلومتری شمال غربی بیرجند و در مسیر محور اصلی ارتباطی استانهای یزد، کرمان، اصفهان، بوشهر، هرمزگان و فارس به مشهد واقع است. شهر فردوس، از سطح دریا ۱۲۹۳ متر ارتفاع داشته و بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، ۲۳٫۴۰۵ نفر جمعیت دارد.
حسن پیرنیا، در کتاب خود به اولین اشارههای تاریخی به منطقهای که تون (فردوس) در آن واقع است میپردازد و میگوید: «از منطقهای که تون در آن واقع شدهاست، در کتیبه داریوش با عنوان استاگارتیه یاد شده که نویسندگان قدیم ساکارتیا ضبط کردهاند.» این منطقه ابتدا زیر نفوذ مادها بوده و پس از عصر سلوکیان هم از طرف جنوب سرزمین پارت را محدود میکرده و جز قسمت تون و طبس، بقیه نواحی آن کویر خشک و بیآب و علف بودهاست. هردوت، مردمان این ناحیه را طایفهای از پارسیها میداند و میگوید که به زبان پارسی سخن میگفتند و از راه شکار گورخر و غزال روزگار میگذراندند. بررسیهای باستانشناسی و وجود محوطهها و تپههای باستانی، رونق این ناحیه را تا پیش از اسلام بخصوص در عصر تاریخی به اثبات رساندهاست. قدیمیترین آثار یافتشده در شهرستان فردوس توسط باستانشناسان میراث فرهنگی خراسان، مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد است و از آن پس آثاری از هزاره اول، دوران ساسانیان و دورههای مختلف اسلامی یافت شدهاند که تداوم حیات طولانی در این شهر را نشان میدهد.
این شهر تا سال ۱۳۰۸ خورشیدی، تون نام داشته و در متون قدیمی اغلب به نام بلده طیبه تون و در مکاتبات دوره صفویه، به نام دارالمؤمنین تون نامیده شدهاست. نخستین کتاب موجود که از تون نام برده، اشکالالعالم جیهانی متعلق به قرن چهارم هجری است که از تون به عنوان شهری آباد و بزرگ یاد کردهاست. از آن به بعد نام تون به مناسبتهای مختلف در متون و سفرنامهها دیده شده و اغلب از آن به عنوان شهری بزرگ و آباد نام برده شدهاست. دلایل و شواهد تاریخی نشان میدهد که در گذشتههای دور که تون اهمیت و اعتباری تاریخی و جمعیتی داشته، به ویژه تا دوران اقتدار اسماعیلیه و حتی سدههای پس از آن، به ولایت قهستان تعلق داشتهاست. ایالت تون یکی از مناطق قهستان بوده که بعد از الموت، دومین مرکز مهم فرقه اسماعیلیه بوده و تا حمله مغول دوام داشتهاست. آثار به جا مانده از دژهای آن دوران، مانند کوه قلعه فردوس، قلعه دختر بشرویه و قلعه حسنآباد هم اکنون نیز قابل مشاهدهاند.
ناصرخسرو قبادیانی، در سدهٔ پنجم هجری، خبر از وجود چهارصد کارگاه زیلوبافی در شهر تون دادهاست. «شهر تون شهر بزرگ بودهاست اما در آن وقت که من دیدم اغلب خراب بود و بر صحرایی نهادهاست و آب روان و کاریز دارد و بر جانب شرقی باغهای بسیار بود و حصاری محکم داشت. گفتند در این شهر چهارصد کارگاه بودهاست که زیلو بافتندی و در شهر درخت پسته بسیار بود در سرایها و مردم بلخ و تخارستان پندارند که پسته جز بر کوه نروید و نباشد».
در بسیاری از دورههای زمانی، تون در کنار قائن، یکی از دو شهر مهم و بزرگ ولایت قهستان بوده و نامش را همراه قائن و گاه در ترکیب با آن، به صورت «تونوکین» (تون و قاین) به جای قهستان به کار میبردهاند. مارکوپولوقهستان با نام تونوکین یاد کرده که اشاره به تون و قاین دو شهر بزرگ این بلاد داشتهاست. در دورههای اخیر که قائن اهمیت پیشین خود را از دست داده بود، تون به همراه طبس منطقه واحدی را تشکیل داده و عبارت تون و طبس جای تون و قائن را گرفت.
مردم شهر تون در حمله مغول قتل عام شدند و چهل هزار نفر از اسماعیلیه در تون کشته شدند. به طوری که از کشتهها پشته و تپه ساخته شده و روی آن تپه، تخت هلاکوخان قرار داده شدهاست. این تپه که به «تخت هلاکو» معروف شده بود تا چند دهه قبل در نزدیکی خندق فردوس باقی مانده بود که متأسفانه در دهههای اخیر نابود گردید.
حمدالله مستوفی در نزهة القلوب در مورد فردوس گفته است: «در اول شهر بزرگ بوده و این زمان شهری وسط است و وضع آن شهر چنین نهادهاند که اول حصاری به غایت بزرگ نهاده و خندق عمیق بیآب دارد و بازار درگرد حصار درآورده و شهر و خانهها در گرد بازار و باغات و توتستانها در گرد خانهها و غلهزار در گرد باغات و در گرد غلهزارها بندها بسته که آب باران میگیرند و آب بِدان غله میبرند و در آن بندها خربزه بیآب زراعت میکنند که به غایت شیرین میباشد و آبش از کاریزها است و هوای معتدل و حاصلش غله و میوه و ابریشم باشد. «این شهر دارای ارگی بزرگ بود که ساخت آن را به عمرو لیث صفاری نسبت میدهند. در دوره صفویه و در زمان پادشاهی شاه تهماسب اول این ارگ مرمت گردید.
تون که در دورهٔ صفویه به خوبی رشد کرده بود، در قحطی قرن یازده بیشتر جمعیت خود را از دست داد.
در آغاز سده اخیر، هنوز فردوس از شهرهای مهم استان خراسان بود، به گونهای که شهرداری فردوس که در سال ۱۳۰۴ تأسیس شد، از نخستین شهرداریهای استان خراسان بزرگ بودهاست.
تون، در «معجمالبلدان»، سفیدی روی ناخن، در «برهان قاطع»، گلخن حمام، در «مؤیدالفضلا»، جامه شبروی، در «مجمعاللغات»، حمام و در «فرهنگ نظام»، خزانه و گنجینه معنی شدهاست. اما به دلیل مجاورت با طبس که به معنی چشمه آبگرم است، باید مفهوم سرزمین گرم را داشته باشد.
بنابر یک قول دیگر، نام فردوس در زمان ایران باستان، «تابان» بوده است که پس از حمله اعراب در زبان عربی تغییر شکل یافته و به صورت تون درآمده است. بر طبق این قول، تابان و تابش که امروزه به نام فردوس و طبس شناخته میشوند، هر دو از شهرهای کهن ایران به شمار میروند.
بزرگترین رویداد ناگواری که در سده اخیر در فردوس روی داد، زمینلرزه سال ۱۳۴۷ میباشد. در این زمینلرزه که ۷٫۳ درجه در مقیاس ریشتر شدت داشت. بخش عمدهٔ فردوس و روستاهای اطراف تخریب شد. پس از زلزلهٔ فردوس و تخریب شهر، یکی از علما و روحانیون بزرگ خراسان، دانش سخنور که در آن زمان در فردوس از محبوبیت بالایی برخوردار بود، مردم را ترغیب به مهاجرت و ساخت شهر جدید فردوس در محل اسلامیه کنونی نمود. به این ترتیب، تعدادی از مردم فردوس به این منطقه مهاجرت کردند ولی بخش عمده مردم در محلی که در نزدیکی شهر قدیمی ساخته شده بود، ساکن شدند. همچنین عدهٔ زیادی از ساکنان قبلی فردوس پس از این زمینلرزه به شهرهای مشهدتهران مهاجرت کردند و جمعیت فردوس به شدت کاهش یافت. این زمینلرزه، آسیب جبرانناپذیری به فردوس وارد کرد و از اهمیت آن کاست. و
قبل از زمینلرزهٔ شهریور ۱۳۴۷، شهر فردوس دارای ۵ محله به نامهای سادات، تالار، میدان، عنبری و سردشت بود.
محلهٔ سادات در جنوب غربی شهر، محلهٔ تالار در شمال شرقی، محلهٔ میدان در مرکز و شرق، محلهٔ عنبری در جنوب و جنوب شرقی و محلهٔ سردشت در شمال غربی شهر فردوس قرار داشتند. بازار شهر، مسجد جامع، مدرسه علمیه و مزار امامزادگان در محلهٔ میدان قرار داشتند.
همچنین فردوس دارای ۴ دروازه به نامهای دروازه میدان، دروازه قاین، دروازه طبس و دروازه ملک بود.
پس از زمینلرزهٔ سال ۱۳۴۷، شهر در مجاورت شهر قبلی ساخته شد و محلههای سابق در هم آمیخت.